پیام شما ارسال شد.
بازگشت
ونداد جلیلی نوشته‌های پراکنده
 صفحه‌ی اصلی    مقالات و یادداشت‌ها     داسـتان کوتاه    داسـتان کوتاه (ترجمه)    شعرها    شعرها (ترجمه)     کتاب‌ها     کتاب‌ها (ترجمه)     کتاب‌های دیگران     شناخت‌نامه     ارتباط

کله‌پاچه



کله‌پاچه

سر ِساختمان یعنی صبح زود بیدار شدن. یعنی قدم‌رو رفتن لابه‌لای کپه‌های خاک و مصالح و ابزارها. یعنی گردی نامریی از خاک و غبار و حس کثیفی که از سر و کول بالا می‌رود. یعنی گسترش بی‌اندازه‌ی گنجایش فکری و زیرورو کردن فکرهایی که هیچ علاقه‌یی به‌شان نداری. سر ساختمان یعنی حس بی‌قراری و میل به فرار.
سر ساختمان یعنی استادکارهایی که ماست‌مالی می‌کنند. یعنی کارگرهایی که هیچ حرف نمی‌زنند. یعنی سیگارهایی که رنگ‌کارها کون‌به‌کون می‌کشند. سر ساختمان یعنی همسایه‌هایی که مدام حقوق همسایگی را به‌ات یادآوری می‌کنند. یعنی مردهای همسایه که می‌آیند و پیش‌نهادهای مختلف می‌دهند. سر ساختمان یعنی لب‌خندی که باید به همه‌شان بزنی. سر ساختمان یعنی حساب‌وکتاب‌های فراوان برای کم‌نیامدن پول.
سر ساختمان یعنی دوره‌کردن عشق‌های گذشته و فرار از آینده. سر ساختمان یعنی هلاک‌شدن زمان حال. سر ساختمان یعنی خوش‌مزه شدن تمام خوردنی‌های دنیا و آرزوی هم‌نشینی با همه‌ی آدم‌ها. یعنی دل‌تنگی برای تخت‌خوابی و یک‌چرت خوابی. سر ساختمان یعنی نگاه ستایش‌گر تو به کارگری یا استادکاری که آسوده‌دل و آرام به کار خود مشغول است و انگار اصلاً بی‌قرار و بی‌حوصله نیست. یعنی کله‌ی بی‌موی لوله‌کش و سبیل رنگ‌مال‌شده‌ی رنگ‌کار. سر ساختمان یعنی چشم‌های ناسور کارگر افغان و زنگ بدصدای تله‌فون همراه سرکارگر. سر ساختمان یعنی چیزهایی که راننده‌ی کامیون حمل نخاله با لب‌خند شیطنت‌آمیز با بلو‌توث گوشی‌اش می‌فرستد. سر ساختمان یعنی بالا گرفتن جذابیت‌های جنس مخالف و میل به خواندن مجله‌های نیم‌بند.
سر ساختمان یعنی «اس‌ام‌اس‌بازی»، یعنی اینترنت موبایل.
سر ساختمان یعنی دل‌تنگی. یعنی پشیمانی. سر ساختمان یعنی افسردگی. یعنی میل به آشتی. سر ساختمان یعنی پنج‌نوبت در روز رفتن تا سر کوچه و برگشتن. یعنی ترس از ابدیت. سر ساختمان یعنی توقف زمان. یعنی پیدا کردن دوست‌های قدیمی. یعنی نگاه خیره به همه‌چیز و همه‌کس.
زبان ساختمان یعنی زبان افغانی، ترکی، ترکمنی، لری، کردی و گاهی تهرانی چاله‌میدانی. زبان ساختمان یعنی آش شلم‌شوربایی از واژه‌های فرنگی تحریف‌شده، کلیشه‌های بنایی و حرف‌های نیم‌چه‌فنی. زبان ساختمان یعنی زبانی که مهندس و بنا و لوله‌کش و رنگ‌کار و برق‌کار از آن سر در می‌آورند. زبان ساختمان یعنی یعنی ترانه‌های محلی و آهنگ‌های پاپ دوزاری که کارگرها وقت کار با گوشی‌های همراه‌شان پخش می‌کنند.
شکم ساختمان یعنی سیاه‌چاله‌یی مکنده که پول‌ربا است. شکم ساختمان یعنی جایی برای جذب و هضم پس‌اندازها تا قران آخر.
پای ساختمان جایی است برای سروکله‌زدن با هم‌سایه‌ها، خریدارهای آهن‌قراضه و تخریب‌چی‌ها. پای ساختمان جایی است برای فرار بی‌فایده از سر ساختمان. جایی است برای گفت‌گوهای تله‌فونی با زن یا دوست یا پدر و مادر دور از چشم کارگران. پای ساختمان جایی است برای نگاه‌کردن به پیش‌رفت کار و درماندگی از کندی کار. پای ساختمان زباله‌دانی مصالح ساختمانی است و جایی برای برگزاری قرارها و دیدارها. پای ساختمان یعنی عینک‌آفتابی و دست‌های فرورفته در جیب. پای ساختمان یعنی سوز سرمای صبح و هرم گرمای ظهر، یعنی خستگی شب‌های دل‌گیر.
مغز ساختمان یعنی آینده‌نگری، یعنی بساز و بفروش‌بازی، یعنی ترس از زمین‌لرزه، یعنی سبک‌وسنگین‌کردن هزینه‌ها و انتخاب محل ساختمان، مصالح و پیمان‌کار. مغز ساختمان یعنی دل‌تنگی برای گوشه‌یی از خانه‌ی اجاره‌یی‌ات که پیش‌ازاین هیچ جذابیتی برات نداشته است.
چاشنی ساختمان یعنی روترش‌کردن‌های همسایه‌ها، طلب‌کارها، استادکارها و نایبان شهرداری. چاشنی ساختمان یعنی گرد ریز ام‌دی‌اف و تینر و رنگ. یعنی کپه‌های شن‌وماسه، سیمان‌سفید و گچ. چاشنی ساختمان یعنی تخفیف‌های دروغی، یعنی کندن ِپوست. چاشنی ساختمان یعنی حق‌خوری و و رتبه‌بندی سلسله‌مراتبی آدم‌ها. چاشنی ساختمان یعنی صحبت‌های پی‌درپی با تله‌فون و احترام‌های آبکی و بی‌پایه به این و آن. چاشنی ساختمان یعنی حکایت‌های عجیب کارگرها و نگه‌بان‌ها و افاده‌ها و لاف‌زدن‌های تخمی مهندس‌ها. یعنی دیگ کوچک عدس‌پلو کارگرها و نان بربری.
کله‌پاچه‌ی ساختمان غذای روح است: دیرهضم و سنگین و پیردرآر. کله‌پاچه‌ی ساختمان یعنی فدا کردن امروز به‌امید فردا. یعنی خداحافظی با سفر و تفریح و زندگی. یعنی قتل بی‌رحمانه‌ی زمان حال. کله‌پاچه‌ی ساختمان یعنی غذای روحی که هرچه می‌ماند گران‌تر می‌شود. یعنی تورم. کله‌پاچه‌ی ساختمان یعنی وام و قسط و سود. یعنی دو ضامن کارمند، دفترچه‌ی قسط و بانک. کله‌پاچه‌ی ساختمان یعنی دلال‌های رنگارنگ. یعنی «سمبل‌کردن» و سرسری پوشاندن گندکاری‌ها. یعنی دور زدن بازرس‌های شهرداری و سازمان زیباسازی شهر و شهرسازی. کله‌پاچه‌ی ساختمان یعنی خیابان شیراز، خیابان سهروردی، جاده‌ی مخصوص کرج، یافت‌آباد و قلعه‌حسن‌خان. کله‌پاچه‌ی ساختمان یعنی فلاسک‌ها و قوری‌های چای که در چشم‌به‌هم‌زدنی خالی می‌شود. یعنی جیب‌ات که در چشم‌به‌هم‌زدنی خالی می‌شود.
کله‌پاچه‌ی ساختمان چرب است و غبارگرفته. کله‌پاچه‌ی ساختمان و عرق تن کارگر.

 صفحه‌ی اصلی    مقالات و یادداشت‌ها     داسـتان کوتاه    داسـتان کوتاه (ترجمه)    شعرها    شعرها (ترجمه)     کتاب‌ها     کتاب‌ها (ترجمه)     کتاب‌های دیگران     شناخت‌نامه     ارتباط
www.vandadjalili.com