پیام شما ارسال شد.
بازگشت
ونداد جلیلی نوشته‌های پراکنده
 صفحه‌ی اصلی    مقالات و یادداشت‌ها     داسـتان کوتاه    داسـتان کوتاه (ترجمه)    شعرها    شعرها (ترجمه)     کتاب‌ها     کتاب‌ها (ترجمه)     کتاب‌های دیگران     شناخت‌نامه     ارتباط

آیینه‌بین



آیینه‌بین

لب‌خند فعل است
لرزی که بر چهره می‌ماسد
چهره
تیر زهرداده است
بازآینده از قاب آیینه

سرخ است چشم
مو
چپ می‌زند
موج می‌کشد

ابرو
نگاه را
پاکوب می‌کند
و
بر سینه‌ی شکسته‌ی پیشانی
می‌آویزد
چشم‌انداز ناچیز مسقف
تخت می‌شود

تن
زخمی است قلوه‌کن
بر کم‌گوشتی‌ی آیینه
در استخوان قاب
زرد است نگاه
در نیمه‌راه آیینه قوس شکم دهد

ریش چندروزه
بر بستر دوبینی‌ی نور «شبانه»روز
بر خلوت غبارناک سطح آیینه
چشمک‌زن هزارچشم موریانه‌ها است

خارش به قاب آیینه می‌افتد از نگاه
و از قاب آیینه کنج شقیقه‌گاه
در نور پیر پنجره‌ی سقف‌تاکف‌ام
پوشیده در حجاب کج پرده‌ی زمخت
من نیستم
من
چرخنده
ناگزیر
پشتی به آیینه

 صفحه‌ی اصلی    مقالات و یادداشت‌ها     داسـتان کوتاه    داسـتان کوتاه (ترجمه)    شعرها    شعرها (ترجمه)     کتاب‌ها     کتاب‌ها (ترجمه)     کتاب‌های دیگران     شناخت‌نامه     ارتباط
www.vandadjalili.com