پیام شما ارسال شد.
بازگشت
ونداد جلیلی نوشته‌های پراکنده
 صفحه‌ی اصلی    مقالات و یادداشت‌ها     داسـتان کوتاه    داسـتان کوتاه (ترجمه)    شعرها    شعرها (ترجمه)     کتاب‌ها     کتاب‌ها (ترجمه)     کتاب‌های دیگران     شناخت‌نامه     ارتباط

شبانه (صداهای شب)



شبانه (صداهای شب)

خانه صدا می‌دهد
صداهای شب
بار ِگسترده‌ی یک‌نواخت
صدای ماشین‌ها که می‌گذرد

پره‌یی که نیست
در چشم‌ام صدا می‌کند
صدا در سکوت ِشب تصویر می‌شود

خطی است
صدای ماشین‌ها
مشتق ِوزن ِشب
سوزن‌وار از شب می‌گذرد

منتظر نیستم اما انتظار می‌کشم
سیگار می‌کشم
گوش‌ام بده‌کار نیست
چشم‌ام به صدای گوشی است

صبح (اگر صبح بود)
مرغ ِپشت ِپنجره
صدای دزدگیر درمی‌داد
و حنجره‌اش طبل می‌زد
و نگاه‌اش مشوش بود
پَرَش خاکه‌ی طلا
پاشیده بر چرک سیاه
نگاه‌اش طبل می‌زد

او نیست
در مسیر فریب سفر کرده
آن‌جا که ناصر خسرو رفت
او هیچ‌وقت نیست

در گوشه‌ی دوری از شب
آنان هستند
منتظر نیستند اما انتظار می‌کشند
نوبت‌شان را
که در مسیر فریب سفر کنند

خط شب خرطوم است
طرح اندام فیل بر بوم است
میخ‌کوب ِدیوار
در گوشه‌ی روشنی از شب
مرتع گوسفندچشمان
آن‌جا که گوش‌ها به صداهای شب بده‌کار نیست
آن‌جا که خط راست ماشین‌ها
صدای شب نیست
آن‌جا که صدای شب
انجمنی است موحش و مدرن
که فیل در آن می‌پفد
... البته می‌چسد
آن‌جا که صدای شب
دایره‌یی است چشمک‌زن
به قطر شش و هشت

... سوزن پرسه‌زن ماشین‌ها...
خطوط ِشب پشت ِپرده نیست
از شیشه می‌گذرد
هفت خط می‌شود
آشفته و متلاقی
یک خط می‌شود
گوش بده‌کار نیست
خط شب
چشم را به دل می‌دوزد

صدا موج است
ارباب جست
شب دریا
خانه جزیره
من جمعه...

 صفحه‌ی اصلی    مقالات و یادداشت‌ها     داسـتان کوتاه    داسـتان کوتاه (ترجمه)    شعرها    شعرها (ترجمه)     کتاب‌ها     کتاب‌ها (ترجمه)     کتاب‌های دیگران     شناخت‌نامه     ارتباط
www.vandadjalili.com