پیام شما ارسال شد.
بازگشت
ونداد جلیلی نوشته‌های پراکنده
 صفحه‌ی اصلی    مقالات و یادداشت‌ها     داسـتان کوتاه    داسـتان کوتاه (ترجمه)    شعرها    شعرها (ترجمه)     کتاب‌ها     کتاب‌ها (ترجمه)     کتاب‌های دیگران     شناخت‌نامه     ارتباط

قاف بلند



قاف بلند

ای روزها
چه‌گونه بر ِمن گذر کنید؟
شب‌ها
چه‌گونه درون‌ام نظر کنید؟

ای رازهای رو... هنگامه‌های پوچ
خروارها هِله‌ی لغو کرده‌اید
ای سازهای کوک، به تدهین ِضدزنگ
رِنگ ِسکوت را... پرمایه کرده‌اید

ای خواب‌های جورکش ِصرع ِناگزیر
ای شام‌های سراسر خروس و قیل
ای آب‌ها که سیر ِرکود و تورم اید
ای خاک‌ها که مرده‌به‌کامان ِهرزه اید
ای خانه‌ها که همه سقف‌بسته اید
ای خشت‌ها که همه نیم‌پخته اید
ای رونوشت ِاصل، تو ای ابر ِسرخ‌گون
ای محوتر ز منگ، تو خورشید ِجَسته‌رنگ
ترسم اگر دمی سر ِخود را فرو کنم
زیر ِپتوی هزیمت
چنان که کبک زیر ِبرف
پلک ِکبود و سست اگر روی هم نهم
روز ِسیاه را به پفی نیشتر زنم
ترسم ز عمق ِدل ِپرت‌گاه ِمن
از قوه‌ی مخیله‌ی بس تباه ِمن
بود ِشما به نطفه‌ی نون بارور شود
مرغ ِوجودتان
بی‌بال‌وپر شود

قمری قمر شود و قمر قم
رود به قاف
قاف ِبلند جسم ببازد
خلا شود
***
باز است چشم ِمن
باز است چشم ِمن....

 صفحه‌ی اصلی    مقالات و یادداشت‌ها     داسـتان کوتاه    داسـتان کوتاه (ترجمه)    شعرها    شعرها (ترجمه)     کتاب‌ها     کتاب‌ها (ترجمه)     کتاب‌های دیگران     شناخت‌نامه     ارتباط
www.vandadjalili.com