پیام شما ارسال شد.
بازگشت
ونداد جلیلی نوشته‌های پراکنده
 صفحه‌ی اصلی    مقالات و یادداشت‌ها     داسـتان کوتاه    داسـتان کوتاه (ترجمه)    شعرها    شعرها (ترجمه)     کتاب‌ها     کتاب‌ها (ترجمه)     کتاب‌های دیگران     شناخت‌نامه     ارتباط

نظری به خصوصیات فرمال رد گم



  1. حلبی‌آباد
  2. کوبو آبه و نقابِ چهره‌داران
  3. تونی اردمان و مردی به نام اووه
  4. در باب ناپدیدی
  5. پازولینی؛ زندگی در شعر
  6. رد گم یا گام‌های گم‌شده؟
  7. درنگی در آخرین فیلم روی اندرسون
  8. چرا نباید آثار کافکا را خواند
  9. وقت سکوت
  10. جست‌وجوی حقیقت در مجاز
  11. تأثیرپذیری ساختاری از زبان‌های خارجی؟
  12. زبان و حقیقت در دشمن، نوشته‌ی کوتسی
  13. سرخ‌پوست خوب
  14. موبی دیک یا وال سفید
  15. نظریه‌ی طبقه‌ی تن‌آسا
  16. اجازه بدهید درست بنویسیم ۲
  17. ادبیات بازاری
  18. فرزندخوانده
  19. رسوخ کلیشه در فرهنگ
  20. سکوت گویای ستسوکو هارا
  21. آخرین ستاره‌ی آسمان شب
  22. اجازه بدهید درست بنویسیم
  23. تعقیب
  24. نظری به خصوصیات فرمال رد گم
  25. کاش من این کتاب را نوشته بودم
  26. زندگی خصوصی درختان
  27. شیوایی زبان فارسی: ابزارهای نویسنده و معیارهای مخاطب
  28. بریده‌هایی از فیلم «مذکر مونث»، ساخته‌ی ژان‌لوک گودار، ۱۹۶۶
  29. جنبش‌های موسیقی فیلم در سینمای غیرصنعتی
  30. سه گرایش در نثر داستانی مدرن
  31. بخشی از کتاب ۲۶۶۶
  32. یاکوب فون گونتن
  33. قفسم برده به باغی...
نظری به خصوصیات فرمال رد گم

نسخه‌ای از این یادداشت کوتاه زیر عنوان «رد گم؛ پدر ادبیات مدرن آمریکای لاتین» در روزنامه‌ی آرمان امروز چاپ شد. متن کامل یادداشت به قرار زیر است.

آثار داستانی کارپانتیه بسیار متنوع است، تا جایی که هیچ دو اثر داستانی‌اش را نمی‌توان در یک دسته گذاشت؛ «رد گم» روایتی ادیبانه است درباره‌ی زمان، فرهنگ و مسائل اجتماع امروز، «تعقیب» داستانی بلند با محتوای سیاسی و انسان‌شناسی است که تصویرسازی‌های بسیار قویِ سینمایی و فرم سونات موسیقی دارد، «قرن روشنایی‌ها» (در ایران به نام‌های «انفجار در کلیسای جامع» و «قرن روشنفکری» شناخته می‌شود) نخستین اثر متعارفی ره‌آلیسم جادویی است و به نگرش‌های درون‌گرایانه و برون‌گرایانه و تقابل‌های این نگرش‌ها در باب تاریخ می‌پردازد، «قلمرو این عالم» روایتی شخصی است از ماجراهایی تاریخی و «کنسرت باروک» داستان بلندی حکایت‌گونه است با فرم و حال‌وهوای موسیقایی و غنایی که با شخصیت‌پردازی‌های نیمه‌داستانی برخی آهنگ‌سازان برجسته‌ی دوره‌ی باروک و توصیف‌ها و صحنه‌پردازی‌های دل‌نشین به شاخه‌های فرعی و فراموش‌شده‌ی موسیقی می‌پردازد و نثر و بیان شیرینش موجب شده به آن لقب «سور نثر» بدهند. اما در همه‌ی این آثار تشابهات فراوان یافت می‌شود: حفظ روایت در محدوده‌ی مرزهای واقعیت و در عین حال واقعیت را تا حد «جادویی» پیش بردن، فرار بی‌وقفه و بی‌پروای نویسنده از هر گونه تابو و کنفورمیسم، سلامت بی‌مانند نثر و روایت و قدرت و استحکام کلام، پرداختن به فضاسازی‌های بومی پرخاطره، معماری، تقابل نسل‌ها، کشمکش‌های درونی شخصیت‌ها و تلاش‌شان برای رستگاری در جهان خاکی و، شاید مهم‌تر از همه، ماهیت موسیقایی و شاعرانگی این آثار.
احتمالاً نقطه‌ی اوج این گرایش‌های کارپانتیه، مهم‌ترین لحظه‌ی شکوفایی هوش و استعدادهای بی‌نظیر نویسندگی او و دانش بسیار گسترده‌اش در زمینه‌های مختلف، نتیجه‌ی آموخته‌های سفرهای مختلفش و تجربیات فراوانی که گذراند، رمان رد گم است. کارپانتیه در رد گم چنان وحدتی از نثر و روایت و فرم می‌آفریند که، به اعتقاد نویسندگان و منتقدان برجسته‌ی ادبیات قرن بیستم، موجب می‌شود این کتاب بی‌درنگ به یکی از قله‌های ادبیات مدرن و یکی از آثار کلاسیک و ماندگار ادبیات جهان تبدیل شود. رد گم، مانند شخصیت خود کارپانتیه، حاصل اجتماع فرهنگ‌های مختلف است. کارپانتیه پدرومادری فرانسوی و روس‌تبار داشت و در کوبا پرورش یافت. خیلی زود به پاریس رفت، با سوره‌آلیست‌ها هم‌نشین شد و با شاعرانی از قبیل لورکا و رافائل آلبرتی طرح دوستی ریخت، بعد دوباره به کوبا برگشت، به ونزوئلا رفت و مدتی در سرزمین‌های بکر و اعماق جنگل‌ها زندگی کرد (که پیش‌زمینه‌ی تحریر رد گم شد) و پس از پیروزی انقلاب کوبا و سقوط دیکتاتوری باز به کوبا برگشت و سرانجام در مقام رایزن فرهنگی دولت جدید به پاریس رفت و تا پایان عمر در پاریس ماند. شخصیت اصلی رد گم نیز، که شباهت‌هایی به خود کارپانتیه دارد، تجربیاتی از این‌دست داشته است. پدر آلمانی‌اش به آمریکای لاتین و سپس به ایالات متحده‌ی آمریکا رفته است (البته کارپانتیه بدون نام بردن از این کشور، این موضوع را بر خواننده روشن می‌کند). خود شخصیت پس از مرگ پدرش و طبق آن‌چه از او در تعریف از فرهنگ اروپا شنیده، به اروپا رفته و پس از مشاهده‌ی واقعیت اروپا، دل‌سرد به آمریکا برگشته است و بعد، به‌تصادف، جهت انجام مأموریتی به آمریکای لاتین برمی‌گردد و داستان کتاب اتفاق می‌افتد. چنان شخصیتی، هرچند مانند خود کارپانتیه از تاریخ و علوم اجتماعی آمریکای لاتین باخبر نیست، اما به‌واسطه‌ی دانش و تجربیات فراوان، با دقت و توجه به اطراف خود نگاه می‌کند، مقایسه‌هایی ذهنی ترتیب می‌دهد، دوران کودکی‌اش که در این نواحی گذشته در ذهنش زنده می‌شود و تولدی دوباره را تجربه می‌کند که موضوعات گنگ فراوانی را که در سال‌های پس از بلوغ مایه‌ی عذاب او شده بر او روشن می‌کند.
رد گم پرماجراترین رمان کارپانتیه است و کشش داستانی کم‌نظیری دارد. به موضوع زمان می‌پردازد و دست‌آوردها و ازدست‌رفته‌های زمان معاصر را به ترازوی وجدان شخصیت اول، و نیز خواننده‌ی کتاب، می‌سپارد. در نگاه اول فرم ظاهری کتاب به خاطره‌نویسی شبیه است، اما خواننده‌ی دقیق‌تر متوجه می‌شود تاریخ‌گذاری‌های نویسنده در ابتدای هر بخش، که در بخش‌هایی نیز وجود ندارد، درواقع بخشی از فرم کتاب است و به ظرافتی بسیار هوش‌مندانه دو مسأله‌ی زمان و تقویم را، مثل تاروپود بافته‌ی تاریخ، از هم جدا می‌کند. زمان روایت کتاب نیز از جمله ابزارهای فرمی نویسنده است. کارپانتیه به‌تناوب از زمان‌های گذشته و حال استفاده می‌کند و کتاب را به دو بخش عمده تقسیم می‌کند که اولی به گذشته و دومی به حال روایت می‌شود و با استفاده از یک تکنیک صفحه‌آرایی، وسط‌چین کردن نخستین بند بخش دوم، پلی میان گذشته و حال می‌زند.
در ترجمه‌ی رد گم از نسخه‌ی انگلیسی کتاب نیز جهت بهبود کیفیت ترجمه‌ی فارسی استفاده کردم. در نسخه‌ی انگلیسی این ظرافت‌های مهم کتاب را حذف کرده‌اند. تمام روایت به زمان گذشته بیان می‌شود، نام کتاب را، با وجود مخالفت صریح کارپانتیه در مکاتباتش با ویراستاران کتاب و نام‌های دیگری که به آن‌ها پیش‌نهاد کرد، به صورت لفظ به لفظ به انگلیسی برگردانده‌اند و ضمناً یک تغییر بسیار مهم دیگر نیز در کتاب داده‌اند و پاراگراف‌بندی‌های کتاب را به شکل متعارفی درآورده‌اند. کارپانتیه کتاب را به روشی مدرنیستی و مبتنی بر تکنیک‌های موسیقی پاراگراف‌بندی کرده است. نسخه‌ی اسپانیایی (و پیروِ آن ترجمه‌ی فارسی) پر است از پاراگراف‌های بسیار بلند و بسیار کوتاه که با تکنیک‌هایی موسیقایی، از قبیل کادانس، متن را یک‌پارچه می‌کند. گاه یک پاراگراف پلی است که پاراگراف‌های قبل و بعد را به هم متصل می‌کند و گاه چند پاراگراف پی‌درپی به جمله‌های موسیقایی شبیه است که گرداگرد تم اصلی یک قطعه‌ی موسیقی (یعنی پاراگرافی بلند که گاه چند صفحه ادامه دارد) پرورانده شود. احتمالاً هدف ویراستاران نسخه‌ی انگلیسی ساده‌تر کردن و «خواننده‌پسند کردن» کتاب بوده است و نکته‌ی جالب‌توجه این‌که این نسخه در میان ترجمه‌های متعدد کتاب با کم‌ترین اقبال روبه‌رو شد، هرچند هنوز هم پس از شصت سال پیوسته تجدید چاپ می‌شود.
کتاب رد گم را پدر ادبیات مدرن آمریکای لاتین نامیده‌اند و منتقدان می‌گویند نمونه‌ی اولیه‌ی موضوعات محوری بسیاری آثار برجسته‌ی دوره‌ی شکوفایی ادبیات آمریکای لاتین که پس از رد گم تحریر شد، در این کتاب مشهود است. نثر فاخر، دل‌نشین و کم‌نظیر کتاب، توصیف‌ها و صحنه‌آرایی‌های حیرت‌انگیز آن از مناظر طبیعی و روابط انسانی، فراز و فرودهای داستانی و لحظه‌های تکان‌دهنده‌ی کتاب و روش منحصربه‌فرد کارپانتیه در پیش بردن روایت کتاب در امتداد یک موضوع خارجی حقیقی یا خیالی، مستند یا داستانی، گزارش‌گونه یا هنری، مثلاً پیش بردن روایت زندگی پدر شخصیت اول کتاب در امتداد نگاشت نوشتاری سنفونی نهم بتهوفن، بازگویی بخشی از گذشته‌ی شخصیت اول در امتداد توصیف یک فیلم تبلیغاتی که او برایش آهنگ‌سازی کرده است و تقابل میان انقلاب بیرونی در خیابان‌های شهری در آمریکای لاتین و انقلاب درونی طبیعت و جانوران در ساختمان‌هایی که به واسطه‌ی وضعیت انقلابی از امکانات و ماشین‌آلات محروم مانده است، موجب شده کتاب به یکی از مهم‌ترین آثار کانونی ادبیات قرن بیستم تبدیل شود؛ اما شاید یکی از مهم‌ترین وجوه کتاب این باشد که کارپانتیه مسائلی را درباره‌ی جابه‌جایی‌های فرهنگی، بهره‌کشی ملاطفت‌آمیز و از بین رفتن سنت‌های هزاران‌ساله‌ی انسانی مطرح می‌کند که یک دهه پس از انتشار کتاب توجه فیلسوفان و عالمان علوم اجتماعی را به خود جلب کرد. شاید از همین منظر مهم‌ترین نکته‌ی کتاب رد گم برای خواننده‌ی ایرانی این باشد که مسائل اجتماعی و فلسفی مطرح‌شده در آن، دقیقاً مسائل روز جامعه‌ی ایران است.

 صفحه‌ی اصلی    مقالات و یادداشت‌ها     داسـتان کوتاه    داسـتان کوتاه (ترجمه)    شعرها    شعرها (ترجمه)     کتاب‌ها     کتاب‌ها (ترجمه)     کتاب‌های دیگران     شناخت‌نامه     ارتباط
www.vandadjalili.com