پیام شما ارسال شد.
بازگشت

درباره‌ی ژورنالیست‌فیلسوف‌ها (مارسل پروست)



  1. نامهٔ جیمز جویس خطاب به هریت ویور
  2. درباره‌ی ژورنالیست‌فیلسوف‌ها (مارسل پروست)
  3. سلوک شاعرانه‌ی پازولینی
  4. درنگ‌های دل (مارسل پروست)
  5. صمدهای بهرنگی
  6. زین‌العابدین بلادی درگذشت
  7. اتوریته‌ی شیشه در سرزمین گیاهان خودرو
  8. شام
  9. خرمگس (معرکه‌ی) ایلیاد
  10. کوبو آبه و نقابِ چهره‌داران
  11. تونی اردمان و مردی به نام اووه
  12. در باب ناپدیدی
  13. پازولینی؛ زندگی در شعر
  14. رد گم یا گام‌های گم‌شده؟
  15. درنگی در آخرین فیلم روی اندرسون
  16. چرا نباید آثار کافکا را خواند
  17. جست‌وجوی حقیقت در مجاز
  18. زبان و حقیقت در دشمن، نوشته‌ی کوتسی
  19. سرخ‌پوست خوب
  20. موبی دیک یا وال سفید
  21. نظریه‌ی طبقه‌ی تن‌آسا
  22. انقراض (داستان کوتاه)
  23. فرزندخوانده
  24. سکوت گویای ستسوکو هارا
  25. آخرین ستاره‌ی آسمان شب
  26. نظری به خصوصیات فرمال رد گم
  27. از خواب که بیدار شدم... (داستان کوتاه)
  28. هیچ راه فراری نیست... (داستان کوتاه)
  29. اعتزال (داستان کوتاه)
  30. ایستگاه بعد، راه‌آهن (داستان کوتاه)
  31. کاش من این کتاب را نوشته بودم
  32. پس (داستان کوتاه)
  33. زندگی خصوصی درختان
  34. جنبش‌های موسیقی فیلم در سینمای غیرصنعتی
  35. یاکوب فون گونتن
درباره‌ی ژورنالیست‌فیلسوف‌ها (مارسل پروست)

این انجمن اگرچه این‌بار به سالن مادام وردورن مختصر شده بود، بسیاری انجمن‌های دیگر را می‌مانست که اجزاء و اعضایشان بر عموم مردمان ناشناخته می‌ماند و ژورنالیست‌فیلسوف‌ها، اگر اندکی مطلع باشند، آن‌ها را پاریسی، پانامیست یا دریفوسی می‌نامند و هیچ از مخیله‌شان نمی‌گذرد که ممکن است درست همچنین انجمن‌هایی در پترزبورگ، برلین و مادرید و به هر دوره‌ای یافته شود... هر گاه اتفاقی می‌افتد که در محدوده‌ی دریافت ذهن مبتذل ژورنالیست‌فیلسوف‌ها باشد، چه بسا اتفاقی سیاسی، ژورنالیست‌فیلسوف‌ها یقین می‌کنند که کشور تغییر یافته است و دیگر هرگز شب‌نشینی‌هایی از این دست نخواهیم دید، که دیگر هرگز کسی ایبسن، رنان، داستایوسکی، دانونتزیو، تالستوی، واگنر و اشترائوس را نخواهد ستود. آخر ژورنالیست‌فیلسوف‌ها به راهنمایی جریان‌های دوپهلوی پشت پرده‌ی چنین تظاهرات رسمی‌ای رفتار می‌کنند تا انحطاطی در هنری بیابند که در ضمن این تظاهرات رسمی بزرگ داشته و ستوده می‌شود و اغلب بس سرراست و بی‌پیرایه است. در میان کسانی که ژورنالیست‌فیلسوف‌ها بیش از همه حرمت‌شان می‌کنند حتا یک نفر نیست که بدون ذره‌ای تصنع مجلس غریبی از جنس انجمن آن شب سالن مادام وردورن برایش بر پا نکرده باشند، هرچند غرابتش کمتر بوده و بهتر پنهانش کرده باشند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برداشته از Marcel Proust, À la recherche du temps perdu, La Prisonnière.